تبليغاتX
فریاد


فریاد

مقالات اخبار گزارشات

  

 

                                                ویژگی های آب


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 0:46 توسط ققنوس| |

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 22:35 توسط ققنوس| |

 

                      

 

 

 

جایزه سال دکتر نطقی به علی اکبر جلالی اهدا شد


 

   دكتر علي‌اكبر جلالي پدر توسعه فرهنگي فناوري اطلاعات در ايران بزرگترين جايزه سال روابط عمومي را دريافت خواهد كرد.

  به منظور تقدير و تجليل از خدمات و تلاش هاي علمي، تحقيقاتي و نوآورانه دكتر علي‌اكبر جلالي در عرصه فناوري اطلاعات و ارتباطات و كاربردهاي آن، در اولين همايش بين المللي «روابط عمومي 2» كه 22 آبان ماه سال جاري در مركز همايش هاي بين المللي صدا و سيما برگزار مي‌شود، جايزه دكتر نطقي بنيانگذار روابط عمومي ايران به ايشان اهداء خواهد شد.

   دكتر علي‌اكبر جلالي مبدع نظريه موج چهارم، "عصر مجازي سه بعدي" براي اولين بار در دنيا، برنده جايزه خلاقيت و نوآوري در منطقه آسيا و اقيانوسيه به خاطر طراحي و تاسيس نخستين روستاي الكترونيكي، شاهكوه، اولين مركز فناوري اطلاعات و ارتباطات روستايي كشور، قرن‌آباد، باني و مشاور تجهيز پروژه ملي ده هزار دفتر ICT روستايي، ارايه دهنده اولين درس مجازي روي شبكه اينترنت در ايران، باني شهرهاي الكترونيكي و مجري ده ها پروژه فناوري اطلاعات در كشور مي‌باشد.

   دكتر جلالي دانشيار دانشكده برق دانشگاه علم و صنعت و عضو هئيت مديره انجمن ايراني مطالعات جامعه اطلاعاتي، اولين كارشناس فناوري اطلاعات در كشور مي‌باشد كه از سال 1373 تاكنون با انجام بيش از 1500 سخنراني و سمينار علمي جذاب در مجامع مختلف علمي داخل و خارج كشور و صدها برنامه راديويي و تلويزيوني و صدها مقاله و مصاحبه در روزنامه‌ها و مجلات داخلي و تاليف و ترجمه بيش از 20 عنوان كتاب علمي و ترويجي رسالت سنگين فرهنگ سازي توسعه كاربردهاي فناوري اطلاعات را انجام داده است.

  وسعت خدمات دكتر جلالي در سطح كشور به گونه‌اي بوده است كه مردم ايشان را به عنوان پدر فناوري اطلاعات ايران مي‌شناسند. علاوه بر موارد فوق، دكتر جلالي جزء اولين كارشناساني است كه بحث

روابط عمومي الكترونيكي را مطرح و با طراحي و اجراي پروژه‌هاي مختلف در استقرار روابط عمومي الكترونيك در سازمان ها و شركت‌هاي دولتي و بخش خصوصي، ارايه مشاوره‌ها و سخنراني‌هاي متعدد در كنفرانس‌هاي ملي و بين‌المللي و كارگاه‌هاي آموزشي روابط عمومي سهم بسزايي در توليد و ايجاد افق‌هاي جديد علمي و فناوري در حوزه روابط عمومي داشته است.

   ايشان چند سالي به عنوان مدير كل روابط عمومي دانشگاه علم و صنعت ايران خدمت كرده و منشاء خدمات موثر و نوآوري هاي فراوانی در حوزه روابط عمومي بوده است.

 گفتني است همزمان با اهداء اين جايزه، كتاب روابط عمومي الكترونيكي 2، منتخبي از سخنراني‌هاي علمي نامبرده در زمينه روابط عمومي در سه سي دي و زندگي نامه حرفه‌اي دكتر علي‌اكبر جلالي منتشر خواهد شد.

   جايزه دكتر نطقي بنيانگذار روابط عمومي ايران، جايزه‌اي است كه به منظور اداي احترام به دكتر نطقي و پاسداشت ارزش هايي كه او از آن ها حمايت مي‌كرد، توسط موسسه کارگزار روابط عمومی و دبيرخانه دائمي کنفرانس بين المللی روابط عمومی ايران در سال 1383 طراحي شده است.

 جايزه دكتر نطقي نخستين بار در سال 1383 در مراسم برگزاري اولين كنفرانس بين المللي روابط عمومي ايران به پروفسور كاظم معتمدنژاد پدر علوم ارتباطات نوين ايران و در سال 1384 طي مراسمي به پروفسور جيمز گرانيگ استاد ممتاز روابط عمومي در گروه ارتباطات دانشگاه مريلند كالج پارك آمريكا و مبدع نظريه «تعالي» اهداء گرديد، و دكتر جلالي سومين دريافت كننده اين جايزه بزرگ روابط عمومي ايران خواهد بود.



   
نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 15:11 توسط ققنوس| |

 

 

 

موضوع :

 

بررسی رابطه زبان کردی با تعامل

 اجتماعی

در کارکنان نفت و گاز غرب (نفت شهر)

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 20:2 توسط ققنوس| |

 

تولد :

-  اردیبهشت 1313 هجری شمسی ، بیرجند

تحصیلات :

- دیپلم ششم متوسطه ، خرداد 1332 ، دبیرستان مروی تهران

- لیسانس رشته قضایی دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران، خرداد 1336

- شهادتنامه های پایان تحصیلات دوره دکترای رشته قضایی دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران،1339

- دکترای دولتی علوم سیاسی از  دانشکده حقوق و علوم اقتصادی دانشگاه پاریس ، 1964 (1343)

- دکتری تخصصی روزنامه نگاری از انستیتوی مطبوعات و علوم خبری در دانشگاه پاریس ، 1964 (1343)

- دیپلم عالی تدریس روزنامه نگاری از مرکزبین المللی تعلیمات عالی روزنامه نگاری دانشگاه استراسبورگ ، 1963 (1342)

 

دانشگاه پاریس   22 فوریه 1964       

خدمات دانشگاهی:

- دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران 1349 – 1344

- استاد و رئیس دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی 1359 – 1344 

- استاد گروه علوم ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی ، از1360

- استاد مهمان دانشگاه های فرانسه (پاریس و رن) 1368 – 1362 

 ، از 1362 VII- مدیر تحقیقات ( استاد راهنمای رساله های دکترا) دانشگاه پاریس

 

دکتر معتمدنژاد، دکتر حمید نطقی و نیومن هارت، مدیر بنیاد آموزش
 ارتباطات، تبلیغات و بازاریابی انگلستان، ۲۶ مهر ۱۳۵۶

خدمات مطبوعاتی:

عضو هیأت تحریریه و مدیر بخش اخبار و مقالات خارجی روزنامه کیهان ، 1340 – 1336 

 

دکتر اردلان، دکتر معتمدنژاد و دکتر ابوالقاسم منصفی، دی ماه ۱۳۴۹

خدمات حقوقی :

- وکیل پایه یک دادگستری ، از سال 1346

- مشاور حقوقی اتحادیه بین المللی ارتباطات دور ، از 1379

 

همکاری در تأسیس مؤسسات و دوره های آموزشی وپژوهشی:

- عضو مؤسس دوره عالی روزنامه نگاری ، مؤسسه عالی مطبوعات وروابط عمومی ودانشکده علوم ارتباطات اجتماعی ، 1350 – 1343

- عضو هیأت مؤسس بخش ارتباطات بین المللی " انچمن بین المللی تحقیق در ارتباط جمعی " 1976 (1355)

- عضو هیأت مؤسس "مرکز مطالعات فراملی ارتباطات واطلاعات در کشورهای آسیا ،آفریقا و آمریکای لاتین ، پاریس " 1992 (1371) دوره فوق لیسانس علوم ارتباطات در دانشگاه علامه طباطبایی ، 1368

- عضو مؤسس دوره دکتری علوم ارتباطات در دانشگاه علامه طباطبایی ، 1375

- عضو مؤسس "مرکز پژوهش های ارتباطات " وابسته به دانشگاه علامه طباطبایی و وزارت پست و تلگراف و تلفن ، 1375

- پیشنهاد دهنده تاسیس " مرکز مطالعات و تحقیقات ارتباطات در آسیای مرکزی " با همکاری یونسکو در تهران ، از طریق کمیسیون ملی یونسکو در ایران در سال 1374 که پس از اعزام یک هیأت بررسی و امکان سنجی از سوی سازمان مذکور به ایران و کشورهای منطقه ، همچنان در حال مطالعه و مذاکره است.

 

همکاری در ایجاد انجمن ها :

- عضو هیأت مؤسس " انجمن دفاع از آزادی مطبوعات" تابستان 1357

 

عضویت در انجمن های علمی بین المللی:

- عضو "انجمن بین المللی تحقیق در ارتباطات جمعی" از سال 1962

- عضو " انجمن بین المللی حقوق فضا" از سال 1967

- عضو " انستیتوی بین المللی ارتباطات" از سال

- عضو " انجمن فرانسوی علوم ارتباطات و اطلاعات " ، از سال 1983

 

فرزندان :

(پانتئون – سوربن) ، استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی I-  رؤیا معتمد نژاد ،  دکترای حقوق از دانشگاه پاریس

(پانتئون – سوربن) ، دانشیاراقتصاد بین الملل در همان دانشگاه  I-  رامین معتمد نژاد ،  دکترای اقتصاد از دانشگاه پاریس

 

نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 23:56 توسط ققنوس| |

بهترين راهبرد براي ساختن يک جامعه اطلاعاتي که از لحاظ اخلاقي سالم باشد، چيست؟

دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۵


مترجم: علی ملائکه
ما جامعه‌مان را جامعه اطلاعاتی می‌نامیم، زیرا سرویس‌های متمرکز اطلاع‌رسان در آن نقش حیاتی ایفا می‌کنند.

این جامعه به عنوان یک ساختار اجتماعی تنها با ICT (تکنولوژی‌های اطلاعاتی و مخابراتی) امکان‌پذیر شده است. این جامعه از هم اکنون مسائل بنیادی اخلاقی بوجود آورده است که پیچیدگی و ابعاد جهانی آن به سرعت در حال تحول است.

بهترین راهبرد برای ساختن یک جامعه اطلاعاتی که از لحاظ اخلاقی سالم باشد چبست؟

وظیفه ما این است اخلاق اطلاعاتی تدوین کنیم که بتواند به جهان داده‌ها، اطلاعات، دانش و ارتباطات به عنوان یک محیط جدید یعنی سپهر اطلاعاتی بپردازد. این اخلاق اطلاعاتی باید بتواند با چالش‌های اخلاقی نوینی که در این محیط جدید ظهور می‌کنند، بر اساس احترام به اطلاعات، نگهداری و حفظ ارزش‌های آن برخورد کند. این اخلاق باید اخلاقی زیست‌محبطی برای زیست‌محیط اطلاعاتی باشد.

شکاف دیجیتال (Digital Divide) منشاء اغلب مشکلات اخلاقی است که از تحول جامعه اطلاعاتی ناشی می‌شود. این شکاف ترکیبی از یک شکاف عمودی و یک شکاف افقی است. شکاف عمودی ما را از نسل‌های گذشته جدا می‌کند. ما در کمتر از یک قرن از وضعیتی منقاد طبیعت، به مدد حالتی از قدرت که توان بالقوه نابودی کامل را دارد، به وضعیت کنونی رسیده‌ایم که در آن دارای ابزارها و وسایلی برای مهندسی‌کردن کل واقعیت‌های جدید، تطبیق‌دادن آنها با نیازهای‌مان و ابداع آینده هستیم.

ما برای اولین بار در تاریخ مسئول خود وجود محیط‌های جدید هستیم. قدرت تکنولوژیک ما هنگفت است و به طور بی‌وقفه‌ای دارد رشد می‌کند. این قدرت هم اکنون آنقدر گسترده شده که بر سد میان امر طبیعی و امر مصنوعی فائق آمده است. بنابراین مسئولیت‌های اخلاقی ما در برابر جهان و نسل‌های آینده به همان اندازه سنگین‌تر است.

متاسفانه قدرت تکنولوژیک و مسئولیت‌های اخلاقی لزوما با هوشمندی و خرد اخلاقی دنبال نمی‌شوند. ما هنوز مانند کودکان، سبکسرانه و بی‌حزم و احتیاط با جهانی شگفت‌آور بازی می‌کنیم. ممکن است ما قدرتی هیولایی بر آن داشته باشیم، اما برای هدایت‌‌‌‌شدن در این محیط برساخته‌خودمان تنها می‌توانیم بر نیات خیر خطاپذیرمان تکیه کنیم.

شکاف عمودی نشانگر پایان مدرنیته است. پروژه مدرنیته تسلط و توفق کامل بر واقعیت درک‌شده به عنوان محیط فیزیکی است. عصر اطلاعات بر اساس پروژه مدرن ساخته می‌شود، اما جوهر آن دیگر تنها شکل دادن به دنیای فیزیکی نیست. بلکه این عصر شامل خلق‌کردن و ساختن محیط‌هایی جانشین و غیر- طبیعی است که جایگزین دنیای فیزیکی می‌شوند یا زیربنای آن را تشکیل می‌دهند.

ذهن مکانیکی به طبیعت می‌پرداخت و می‌خواست بر آن تسلط یابد یا آن را تغییر دهد، ذهن اطلاعاتی دنیای خودش را می‌سازد، و بنابراین در پرداختن به آن، در واقع با ساخته‌های خودش سر و کار دارد.

اما شکاف دیجیتال همچنین شامل شکاف افقی جدیدی درون انسانیت، بین درونی‌ها و بیرونی‌هاست. مرزهای سپهر اطلاعاتی میان شمال و جنوب، شرق و غرب،کشورهای صنعتی‌شده و کشورهای رو به توسعه، نظام‌های سیاسی و سنت‌های دینی، نسل‌های جوانتر و سالمندتر، حتی میان اعضای یک خانواده فاصله می اندازند.

اما دقیق‌تر به نظر می‌رسد که بگوییم شکاف دیجیتال میان افراد رخ می‌دهد تا کشورها یا کل جوامع. این شکاف میان افراد دارای سواد کامپیوتری و افراد بی‌سواد از این لحاظ (e-analphabateism)، بین افراد غنی از اطلاعات و افراد فقیر از این لحاظ فاصله می اندازد، بدون توجه به اینکه این افراد چه ملیتی داشته باشند یا در کدام منطقه زندگی کنند.

ریشه‌های اقتصادی و اجتماعی - فرهنگی مسئله شکاف دیجیتال آنقدر چشمگیر و غیرقابل بحث است که هیچکس نمی‌تواند آنها را نادیده بگیرد. دو میلیارد نفر در جهان به برق دسترسی ندارند، چهار میلیارد نفر کمتر از 1500 دلار در سال درآمد دارند و دو میلیارد نفر حتی یکبار هم در عمرشان تلفن نزده‌اند. این افراد را "محروم" یا "بی‌بهره" از لحاظ دیجیتال خواندن،کوچک شمردن بیمارگونه و اهانت‌آمیز آنهاست کاملا بجاست که مدعی شویم فراهم‌آوردن میزانی پایه از غذا، بهداشت و آموزش و پذیرش حقوق اولیه بشر در مقیاسی جهانی باید در میان بالاترین اولویت‌های ما باشد.

البته در اینجا باید تاکید کرد که دست‌کم گرفتن شکاف دیجیتال، و بنابراین اجازه‌دادن به وسیع‌تر شدن آن، به معنای بدتر شدن این مشکلات هم هست. در حالیکه همیاری‌ها و تعامل‌های سیستمی در مقیاسی جهانی در حال اوج‌گیری است، هیچ مشکل عمده‌ای به تنهایی بروز نمی‌کند. پرکردن این شکاف دیجیتال احتمالا بخشی از این راه‌حل و آن را حل‌نشده باقی‌گذاشتن یقینا بخشی از این مشکل است.

شکاف دیجیتال باعث تضعیف و تبعیض می‌شود، و وابستگی بوجود می آورد. این شکاف می‌تواند اشکال جدید استعمار و آپارتاید را موجب شود که باید از آنها جلوگیری کرد، با آنها مخالفت ورزید و نهایتا ریشه‌کن‌شان کرد.

چگونه می‌توانیم با این چالش‌های اخلاقی جدید کنار بیاییم؟ از آنجایی که شکاف دیجیتال مشکلی است که بیشتر بر افراد تاثیر می‌گذارد تا جوامع، راه‌حل‌هایی می‌توانند موثر باشند که از پایین به بالا و توده‌محور باشند، اما متاسفانه نمی‌توان صرفا راه‌حل‌های قدیمی برای مشکلات اخلاقی گذشته را مصادره کرد و به طور مکانیکی در سپهر اطلاعاتی مجددا به کار بست.

تکنولوژی‌ها صرفا ابزار نیستند، بلکه ناقلان قابلیت‌ها،ارزش‌ها و تفسیرهایی از واقعیت محیطی هم هستند.

طبیعتا سایر ابداعات تکنولوژیک دیگر (برای مثال انقلاب‌های چاپ یا صنعتی) عواقب اخلاقی فوری خود را داشتند. برخی از آنها هنوز با ما هستند : بی‌سوادی جهانی، آزادی بیان، توسعه پایدار یا ‌آلودگی را در نظر بگیرید. با این حال تاثیر اخلاقی تکنولوژی‌های قبلی در زمینه‌ای صورت می‌گرفت گه در آن طبیعت آقا بود و ما بندگانش.

معضلات اخلاقی در مقیاس زمانی بسیار طولانی‌تری بوجود آمده‌اند، آنها ماهیت جهانی و فراگیری را که ما در این روزها بی‌درنگ به ICT منتسب می‌کنیم ندارند و در زمینه‌ای جای نمی‌گیرند که در آن امر مجازی شروع به مهم‌ترشدن و واقعی‌ترشدن از امر فیزیکی کرده است. مسئله این است که توسعه اخلاقی ما بسیار آهسته‌تر از رشد تکنولوژیک ما صورت گرفته است. ما بسیار بیشتر از آنچه می‌توانیم درک کنیم، می‌توانیم عمل کنیم.
ارتقای حساسیت اخلاقی ما روندی کند دارد.

سپهر اطلاعاتی محیطی است که اساسا غیرملموس و غیرمادی است، اما به این خاطر، نمی‌توان ان را کمتر واقعی یا حیاتی شمرد. معضلات اخلاقی که این محیط ایجاد می‌کند را می‌توان به بهترین وجه به صورت مسائلی زیست‌محیطی ادراک کرد.

این مسائل شامل آموزش به عنوان تعلیم ظرفیت‌سازی؛ حفظ، انتشار، کنترل کیفیت، اعتبار، جریان آزاد و امنیت اطلاعات؛ افزایش دسترسی جهانی؛ پشتیبانی فنی برای خلق "فضاهای" دیجیتال جدید؛ سهیم‌‌شدن و تبادل محتوا‌ها؛ آگاهی عمومی؛ احترام به تنوع، تکثرگرایی، مالکیت و حریم شخصی؛ کاربرد اخلاقی ICT؛ تلفیق‌کردن ICT سنتی و نوین می‌شوند.


ما برای حل این مسائل و مسائل مشابه به رویکرد قاطع زیست‌محیطی نیازمندیم، که می‌تواند راهنمای منسجمی برای توسعه عادلانه این فضای جدید برای حیات فکری باشند. به طور خلاصه ما به یک اخلاق اطلاعاتی نیازمندیم.

اخلاق اطلاعاتی یک اخلاق نوین زیست‌محیطی برای جامعه اطلاعاتی است. این اخلاق مدعی است که شکاف دیجیتال را می‌توان پر کرد. آنچه لازم است انجام دهیم، این است که با هر نوع "تخریب"، "تحریف"،"تنزل" (کاهش قابل‌توجه در کمیت،محتوا، کیفیت، ارزش) یا "انسداد" سپهر اطلاعاتی یا به عبارت دیگر آنچه در اینجا با عنوان "آنتروپی اطلاعاتی" به آن اشاره می‌شود،مبارزه کنیم.

کاربرد اخلاقی ICT و توسعه مداوم یک جامعه اطلاعاتی عادلانه به وجود یک سپهر اطلاعاتی همگانی و ایمن برای همه وابسته است، جایی که ارتباط و همکاری بتواند به نحوی منسجم در انطباق با حقوق بشر و آزادی‌های بنیادی در رسانه‌ها شکوفا شود.

توسعه پایدار به معنای آن است که علاقه ما به ساختار درست سپهر اطلاعاتی باید با ملاحظه‌ای اخلاقی به همان اندازه مهم درباره نحوه تاثیر و تعامل آن چه به صورت مثبت و چه به صورت منفی با محیط فیزیکی، سپهر زیستی (بیوسفر) و به طور کلی زندگی انسانی همراه شود.

پرکردن شکاف دیجیتال به معنای بوجودآوردن یک مدیریت زیست‌بوم(اکوسیستم) اطلاعاتی است که می‌تواند چهار هنجار پایه‌ای اخلاق اطلاعاتی جهانی را تحقق بخشد:

1. آنتروپی اخلاقی نباید در سپهر اطلاعاتی ایجاد شود.
2. آنتروپی اطلاعاتی در سپهر اطلاعاتی باید پیشگیری شود.
3. آنتروپی اطلاعاتی بابد از سپهر اطلاعاتی حذف شود.
4. اطلاعات باید بوسیله گسترش‌دادن، بهبود بخشیدن، غنی‌کردن و گشودن سپهر اطلاعاتی ارتقا یابد و این وضعیت باید با تضمین کیفیت، کمیت، تنوع، امنیت، مالکیت، حریم شخصی،تکثرگرایی و دسترسی اطلاعاتی محقق شود.

این اصول جهانشمول مظهر تکوین یک گفتمان اخلاقی در فرهنگ غربی است که تدریجا دیدگاه انسان‌محورش را کنار گذاشته است. آنها یک اخلاق مبنی بر احترام به هر دو جهان فیزیکی و غیرمادی را بازسنجی می‌کنند. اخلاق اطلاعاتی برای جامعه اطلاعاتی باید ارزش آنچه را که غیرمادی و غیرملموس است، مورد ملاحظه جدی قرار دهد. این بهترین طریق برای اشاعه توجه و احترام به سپهر اطلاعاتی است.


واقعیت، چه طبیعی و چه غیرمادی، صرفا برای تسلط، کنترل و بهره‌کشی وجود ندارد. واقعیت همچنین باید در وجود خودمختارش موضوع احترام باشد. این است آنچه می‌توان از رویکرد زیست‌محیطی دریافت. اما تاریخ چرخش‌های طعنه‌آمیز خاص خود را دارد، و به نظر می‌رسد دقیقا همان جوامع دارای تکنولوژی پیشرفته بوجودآورنده انقلاب اطلاعاتی کمتر از همه قادر بوده‌اند با تاثیر اخلاقی آن کنار بیایند.

چرا؟ زیرا یکی از پرثمرترین کمک‌ها به رویکرد زیست‌محیطی از فرهنگ‌های پیش‌صنعتی و غیرصنعتی ناشی می‌شود که توانسته‌اند رویکردی غیرمادی‌گرایانه و غیر مصرف‌گرایانه را به جهان حفظ کنند. این فرهنگ‌ها هنوز آنقدر روحانی هستند که در هر دو واقعیت فیزیکی و غیرمادی وجود چیزهایی را بپذیرند که صرفا به عنوان اشکالی از وجود، ذاتا ارزش احترام دارند. همین فرهنگ‌ها هستند که می‌توانند به ما کمک کنند سپهر اطلاعاتی را به صورتی فضایی مدنیت‌یافته‌‌تر درآوریم. اخلاق زیست‌محیطی سپهر اطلاعاتی با تکیه‌کردن بر بیرونیان از آن می‌تواند ساخته شود.

وظیفه جامعه بین‌المللی در سال 2003 در "اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی" و در" بیست و یکمین کنگره جهانی فلسفه" این خواهد بود که اجماعی جهانی در مورد هسته‌ای از ارزش‌ها و اصول اخلاقی برای جامعه اطلاعاتی را بوجود آورد.

نیازی عمیق و گسترده برای تجزیه و تحلیل و راهنمایی اخلاقی وجود دارد. اشاعه صورت‌بندی از اصول به رسمیت‌شناخته جهانی و معیارهای اخلاقی مربوط به استفاده از ICT بر اساس یک اخلاق اطلاعاتی زیست‌محیطی مشارکتی عمده در در ساختن جهانی بهتر خواهد بود. مسئله تحمیل معیارهای قانونی، مقررات سختگیرانه یا اعطای قدرت به برخی سازمان‌های کنترل کننده نیست.

هدف ‌این است که ملاحظات اخلاقی از سپهر زیستی به سپهر اطلاعاتی گسترش یابند، انسانیت به نیازهای اخلاقی زیست‌محیط‌های غیرملموس و فکری حساس شود، و راهی برای پرکردن شکاف اطلاعاتی نشان داده شود. چالش رو در روی ما این است که با همکاری هم اخلاق اطلاعاتی زیست‌محیطی منسجم و محکمی برای آینده انسانیت ساخته بسازیم. ساختن یک جامعه اطلاعاتی عادلانه برای همه فرصتی تاریخی است که درست نیست آن را از دست دهیم.

این نوشته متن اصلاح‌شده سخنرانی لوچیانو فلوریدی (Luciano Floridi) در مباحث صد و شصت و یکمین اجلاس موضوعی هیات اجرایی یونسکو باعنوان "تکنولوژی‌های اطلاعاتی و ارتباطی جدید برای توسعه آموزش" است که در 31 ماه مه 2001 در پاریس ایراد شد.
منبع: همشهری آنلاین

نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 2:46 توسط ققنوس| |

اول عشق یا ازدواج

فوریه 26, 2009

ازدواج و میل به جنس مخالف امری است که انسان هنگامیکه به سن بلوغ می رسد با آن دست به گریبان است که اگر نتواند مسلئل مربوط به آن را هوشمندانه تحت کنترل بگیرد می تواند مشکلات روحی برای فرد ایجاد شود.
با توجه به گسترش روز افزون وسایل ارتباطی و تاثیر پذیری زیاد جوامع از فرهنگ یکدیگر و اشتیاق بیشتر برای رفتن به سوی فرهنگی خاص حال به هر علت دختران و پسران جامعه امروز ما با تمام بگیر و ببندها بیشتر می توانند با هم در ارتباط باشند.حال با این اوصاف آیا شما معتقدید باید عشق قبل از ازدواج بوجود بیاید و دختر و پسر با هم رابطه داشته باشند و اگر تفاهم رسیدند بعد موضوع رسمی شده و قصه الی هذا…یا نه با توجه به معیار های تعریف شده که هر شخصی دارد دختر مورد نظر را با کمک خانواده یافته و سپس ازدواج کند و عشق بعد از ازدواج بوجود بیاید؟
شاید بتوان این گونه دسته بندی کرد ازدواج سنتی که عشق بعد از ازدواج بوجود بیاید که اغلب پدر و مادرهای ما این گونه بودند یا ازدواج غیر سنتی و معمول امروزی که قبل از ازدواج رابطه ای وجود دارد و به عشق قبل از ازدواج معتقدند!کدام نوع ازداواج موفق تر است؟فرهنگ امروز جامعه ما چگونه است و کدام را می پسندد؟ آیا می توان الگوهای رایج در فرهنگ غرب را در جامعه ایرانی پیاده کرد؟
man and woman

نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 2:37 توسط ققنوس| |

 

نظریه کهکشکان اندیشه وردنظریه دهکده جهانی مک لوهان

هدف از مقالۀ حاضر بررسی نظریه های مک لوهان(Herbert Marshal Mcluhan) است؛ اما از آنجا که نظریه های وی بر پایۀ هیچ تحقیق تجربی صورت نگرفته است و وی بیشتر یک نظریه پرداز است و برخی از نتایج تصورات وی چنان دور از دسترس هستند که امکان بررسی عملی آنها وجود ندارد، در این مقاله تنها به بررسی نظری برخی اندیشه های وی پرداخته شده است. البته در قسمتی از مقاله نتایج بدست آمده از تحقیقی، با در نظر گرفتن جملۀ معروف وی که " رسانه پیام است " بصورت آماری ارائه شده است وچنین نتیجه گیری شده که در زمینۀ درک اخبار پیچیده و دشوار توسط افراد غیر کارشناس این جمله کاملاً صحیح است. در پایان اندیشه های مختلف دربارۀ دهکدۀ جهانی مورد نظر مک لوهان بررسی می شود.
کلید واژگان
مک لوهان، رسانه پیام است، دهکدۀ جهانی، کهکشان های ارتباطی، تاریخ ایران
مقدمه
در پاسخ به اینکه اصولاً آیا می توان گفت مکتب و فلسفه خاصی به نام مک لوهانیزم وجود دارد آرتور شلزینگر چنین جواب می دهد : " وجود دارد ، چیزی بنام مک لوهانیزم وجود دارد . مک لوهانیزم ترکیب درهم و برهمی است از نظریات پیش پا افتادۀ عادی، حدسیات زیرکانه، مقایسه های دروغین و بصیرتهای خیره کننده، آنچه در ابتدا بیهوده و نومید کننده بنظر میرسد....جلوه های مسخره از نمایش و شعبده بازی های اسرارآمیز... مک لوهانیزم اینهاست و خیلی از چیزهای دیگر.... اما فراموش نکنیم که مجادلات و بحث های کاملاً جدی و عمیق در مک لوهانیزم، بخش مهم و موثری را به خود اختصاص داده اند."
به همین دلیل است که "مک لوهان" و موضوع " مک لوهانیسم " پس از گذشت مدتها همچنان پررونق است. هربرت مارشان مک لوهان نظریه پرداز کانادایی در حوزه ادبیات و ارتباطات است که به سبب نظریه هایش در باره رسانه های جمعی به خوبی شناخته شده است. وی از سال 1964 در دانشگاه تورنتو شروع به تدریس کرد و بخاطر جملۀ قصارش که " رسانه پیام است" مشهور شده است، وی در سال 1967 کتابی بنام " رسانه پیام است" به چاپ رساند. این اثر دارای حجم کم است که در آن بسیاری از عقاید کلیدی وی بصورت جمله های قصار و پاراگراف های کوتاه خلاصه شده است، کیفیت چاپ، صفحه بندی وتصاویری که بر زیبایی محتوا می افزودند توسط کوئنتین فیور( (Quentin Fiore طراحی شد.
عبارت معروف وی " دهکده جهانی" این ایده را به ذهن میرساند که رسانه های جمعی از طریق تأثیرات فرهنگی فراگیرشان جهان را به اندازه یک دهکده تقلیل داده اند. برخی آثار تأثیر گذار مک لوهان عبارتند از: کهکشان گوتنبرگ: شناخت انسان چاپی(1962) ، برای درک رسانه ها (1964)، رسانه پیام است ( همراه با فیور1967)و جنگ وصلح در دهکدۀ جهانی(1968).
عده ای از دانشمندان به شدت از مک لوهان انتقاد کرده اند و دیدگاههای وی در زمینۀ تکنولوژی های رسانه بعنوان "توسعه انسان" را یوتوپیایی دانسته و معتقداند که وی قدرت سخنوری و بلاغت(Rhetoric Power) رسانه های جمعی الکتریکی را درک نکرد. Debora 1983:57) ، Kittler 1999)
با این وجود عده ای از پژوهشگران کوشیده اند برخی از افکار مک لوهان را آزمون کنند، اما یکی از مشکلات این کار این است که تصورات وی متضمن اثرهایی چنان دور از دسترس و فراگیر است که آزمون آنها را دشوار میسازد.(سورین وتاناکارد ، 1381: 394) از طرف دیگر نوشته های مک لوهان پر از ابهام و ایجاز است تا جایی که به مرز رمز و راز می رسد (همان:393). از این رو درک درست مفاهیم مورد نظر وی تا حدی دشوار وگاهی نا مأنوس و غیر قابل هضم هستند وکاملاً با واقعیتی که پذیرفته ایم در تناقض است.
رسانه پیام است؟
مک لوهان با جملۀ قصار خود که" رسانه پیام است" اندیشه های بسیاری را به چالش طلبید. منظور وی از این جمله آن است که پیامی که از سوی هر شکل ارتباطات انتقال می یابد ، اساساً تحت تاثیر رسانه ای است که از طریق آن فرستاده شده است.
واقعیت آن است که به کمک تحقیقات انجام شده و فرضیه های آشنا پذیرفته شده بود که ارزش و تأثیر وسایل ارتباط جمعی در محتوای آن است و همچنین آنکه رادیو و تلویزیون بصورت محصولات جدید دنیای صنعتی، به خودی خود دارای هیچ گونه ارزش منفی ویا مثبت نیستند . تنها طریقی که مورد استفاده ما قرار می گیرد ارزش آنها را تعیین می کند. مک لوهان با آن به مخالفت می پردازد.
ویلبر شرام و دانشمندان دیگر که رابطۀ تلویزیون و سینما را با خصوصیات اطفال و نوجوانان مورد بررسی قرار داده اند همگی چنین نکته ای را بصورت اصل مسلم و نتیجۀ تحقیقات خود پذیرفته اند. آنها می گویند تلویزیون وقتی یک برنامۀ علمی و یا آمورشی پخش می کند وسیلۀ علمی و سودمندی است، زیرا درمحتوا وپیام سود فراوان ملاحظه میشود اما وقتی یک فیلم وسترن جنگی با مایه های شرارت وخشونت را در اختیار تماشاگران قرارمی دهد، می تواند به ارزشهای مورد قبول آنان آسیب فراوان برساند. (رشید پور ، 1352: 16 )
بدیهی است در دوره ای که اندیشه های مذکور به شدت حاکم بود ، این جملۀ مک لوهان که " رسانه پیام است" درسال 1964 در کتاب " برای درک رسانه ها" اندیشه های بسیاری را به چالش طلبید، با این حال نه تنها امروزه از اهمیت این جمله کاسته نشده است بلکه تلاش های بسیار در زمینه های متفاوت برای بررسی این جمله قصار صورت گرفته است.
مک لوهان در این نظریه که وسیلۀ ارتباطی همان پیام است آنقدر تند روی می کند که گویا برای او وسیلۀ ارتباطی ارزش و اعتباری بیش از پیام یا محتوای ارتباط دارد . به همین دلیل بسیاری از دانشمندان معاصر وی، او را طرد کردند. در تمام آثار مک لوهان، موضوع قضاوت های ارزشی و توجه به محتوا فراموش شده است. او کمتر به محتوای وسایل ارتباطی پرداخته و برخلاف سایر نویسندگان مسائل ارتباطی که تمام توجه خود را مثلاً به داستان یک فیلم، موضوع یک برنامۀ تلویزیونی و... معطوف داشته اند، او اصولاً به این قبیل مسائل که جنبۀ محتوا وپیام دارد توجه نکرده است.(همان:69).

گشت وگذاری در دهکدۀ جهانی مک لوهان:
مک لوهان دنیا ی امروز را دنیای الکترونیک می داند. وی معتقد است: محیط الکترونیکی عصر حاضر فضای قدیمی تصویری را که سال هاست به آن خو گرفته ایم، نامطبوع وبدون ارزش خواهد ساخت. در دنیای الکترونیک حوادث، اشیا و موجودات در یکدیگر فرو می روند، با یکدیگر رابطه پیدا می کنند، جدایی ها از بین می رود، تمایزات فراموش می گردد، شباهت ها خود نمایی می کند وبدین ترتیب محیط جدید بوجود می آید. محیطی که می توان آن را یک" دهکدۀ جهانی " نامگذاری کرد. یک دهکدۀ بزرگ جهانی که خصوصیات قبیله ای را در مقیاسی وسیعتر محفوظ می دارد.(رشیدپور، 1352: 8)
مک لوهان معتقد بود که رسانه های جدید باعث بوجود آمدن پدیدۀ جهش اطلاعات خواهند شد و می گفت: " اطلاعاتی که انسانها نیاز خواهند داشت ، از چهار گوشۀ جهان و با سرعت فراوان در اختیارشان قرار خواهد گرفت. [ به این ترتیب ،] جهان بزرگ، روز به روز کوچکتر می شود و انسانها چه بخواهند وچه نخواهند، گویی در یک قبیلۀ جهانی یا یک دهکدۀ جهانی زندگی می کنند. چنین وضعیتی را امکانات الکترو نیک فراهم خواهد کرد.(رشید پور ، 1354: 43- 41 )
به این ترتیب فکر دهکدۀ جهانی در سال 1964 پایه گذاری شد. مک لوهان تا پایان حیاتش یعنی 15 سال بعد همواره به دهکدۀ جهانی اشاره می کرد و می گفت:" اکنون دیگر کرۀ زمین بوسیلۀ رسانه های جدید آنقدر کوچک شده که ابعاد یک دهکدۀ را یافته است." ( مک لوهان ،1377: 172) . مک لوهان با مقایسۀ دهکدۀ فرضی خود با دهکدۀ سنتی می گفت: « همانگونه که در این دهکدۀ سنتی، روابط انسانها بیشتر حالت بین فردی دارد، در دهکدۀ جهانی نیز با وجود رسانه های جدید، روابط بین انسانها در همه جا حالت رابطه ای بین فردی خواهد یافت و در حد روابط افراد یک دهکدۀ کوچک خواهد بود».(همان:298 )
این در حالیست که مانوئل کاستلز طی مصاحبه اش با ترهی روناتانن به صراحت چنین می گوید: « دهکدۀ جهانی یک موضوع قوی وجالب توجه در زمان بیانش بود، یک پیش بینی کاملاً غلط بود. آن یک دهکده، نیست بلکه یک شبکۀ جهانی از کومه های شخصی(Individual cottage ) است که بسیار متفاوت است. اینترنت جوامع محلی را به جوامع جهانی تبدیل می کند که این کار از طریق اتصال به موتورهای جستجوگر ، اطلاعات فرا متنی با داده های متفاوت فراوان صورت می گیرد.» (Rantanen, 2005)
با وصل شدن به کامپیوتر های شخصی و بوجود آمدن اینترنت، ارتباطات همزمان نوشتاری،صوتی وتصویری دوسویه وچند سویه برای بشر امکان پذیر شد. در حال حاضر افراد در هر نقطۀ جهان می توانند بصورت همزمان با مشاهدۀ تصویر همدیگر و داشتن صدای دو طرف به تبادل مطلب با یگدیگر بپردازند.(عاملی، 1383 ). ویژگی ارتباطی اینترنت کاملاً متفاوت از ارتباطات رادیویی وتلویزیونی یکسویه است، بنابراین چنین ویژگی های متفاوتی سبب بوجود آمدن جوامع جدید شده است و با توجه به دیدگاه کاستلز :هر فرد کومۀ شخصی خود را دارد که می تواند لزوماً از دسترس دیگران دور باشد.

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 0:20 توسط ققنوس| |

تیترها جای متن را می گیرند !


http://www.smokemag.com/premiere/cyber.jpg


اینترنت همه چیز را تحت شعاع خود قرار داده  است حوزه های مختلف علمی ، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی و غیره ….
اما فکر می کنم مهمترین حوزه ایی که تحت تاثیر دنیای مجازی قرار گرفته است حوزه ادبیات است . همانگونه که می دانیم مهمترین خصیصه اینترنت سرعت در داده ها و انتقال سریع آنهاست . کدهایی که در برگیرنده حجم عظیمی از اطلاعات هستند .  موتورهای جستجو وظیفه سرچ آن چه شما در ذهن دارید را بر عهده دارند . آنها برای انتقال پیام به هیچ چیز جز همان کلمات کلیدی که شما نوشته اید نمی پردازند شاید اگر به جای سرچ ، همین سئوال را از فرد آگاهی بپرسید برای شما ساعت ها مقدمه چینی کند و یا اصلا بگوید شما باید فلان حوزه ها را بیاموزید و بعد به دنبال این پاسخ باشید .
احساسات ، عواطف و حتی دانش آنها باعث می شود بسیاری از چیزها را به شما نگویند اما موتورهای جستجو نه احساس دارند و نه به میزان اطلاعات و جنسیت شما کار دارند آنها یک راست شما را به سوی موضوعی که جستجو کرده اید می کشانند ، آن هم با کلی مطلب در مورد یک موضوع ، مطالعه این پاسخ ها می تواند به شما یک دید کلی از آن چه در ذهن دارید ارایه نماید.
بسیاری اوقات شما به دنبال املا و یا معنای یک کلمه هستید موتور جستجو داده هایی را به شما می دهد که با استفاده از همان داده ها مشکل تان حل می شود و دیگر نیازی نیست حتی وارد سایت های مربوطه شوید . در اینجا آنچه توانسته کار شما را راحت و سریع کند تیتریست که پاسخ شما در آن قرار دارد . پس شما به یک عصاره دست یافته اید .
آیا حس کرده اید که شوق و اشتیاق نسل امروز نسبت به خواندن رمان های طولانی شدیدا کم شده است ؟
دگر جوانان نمی توانند ساعتها وقت بگذارند که توده عظیمی از نوشته ها را دنبال کنند .
نویسندگان داستانهای بلند به اساطیر نویسندگی می پیوندند و جای آنها را نویسندگانی نظیر پائولو کوئلیو می گیرند چرا که داستانهای کوئلیو تنها چند سطر است . بدون کوچکترین وقت کشی  انگیزه و ایده فکری خویش را منتقل می سازد .
در حوزه فلسفه و جامعه شناسی هم همین اتفاق افتاده ، دیگر جوانان نوشته های فیلسوفانی نظیر شوپنهاور و یا فردریش نیچه را در کتابهای آنها جستجو نمی کنند جملات و چکیده سخنان آنها جای کتابهای قطور آن ها را گرفته است اسقبال از نوشته های جبران خلیل جبران هم به همین خاطر است چون خلاصه و زیباست متفکرین و اندیشمندانی همچون ارد بزرگ و یا دالایی لاما هم پاسخ دهنده به نیازهای فکری جوانان به همین شیوه هستند در وادی شعر هم کدگرایی نمود یافته است اشعار کوتاه شدیدا مورد استقبال قرار گرفته و در این راه اشعار حکیمانی نظیر فردوسی ویا سعدی هم در حد یک بیت  و یا حتی در حد یک مصرع مورد استفاده قرار می گیرد .
در حوزه اطلاع رسانی و اخبار هم می بینید : در بسیار از روزنامه ها و یا سایتهای خبری شورایی تحت عنوان شورای تعیین تیتر وجود دارد . کمبود زمان و گذرایی چشم مخاطب بر روی مطالب باعث شده تیتر ها بسیار داغ و پر حرارت باشند تا مخاطب را به خواندن متن ترغیب کنند تازه در این مرحله هم متولیان اخبار فهمیده اند که مخاطب بدنبال چکیده خبر است و نه اصل خبر ! برای همین یک چکیده و خلاصه اول هر خبر می گذارند تا مخاطبی که زمانی برای صرف وقت ندارد پی به اصل جریان ببرد .
سخنرانی های طولانی هم دیگر خریداری ندارد امروزه سیاستمداران بجای آن به مصاحبه های متنوع و تیتر وار می پردازند تا مخاطب خسته نشود . صدا و سیما هم به جای پخش کردن سخنرانی های طولانی به ارایه گزیده های آنها بسنده می کند .
اینترنت تعارفات را برداشته و به همه گوشزد می کند که دنیای امروز دنیای ثانیه ها و چکیده ها ست .
شاید بهتر باشد من هم به این بحث در همین جا خاتمه بخشم چون هدفم این بود که بگویم (( باید خود را از قید کلمات آزار دهند و تعارفات بی پایان خلاصی بخشیم و به اصل مطلب بپردازیم در غیر این صورت در دنیای مجازی مطالب مان خواننده ایی نخواهد داشت ))

 

 

نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 22:51 توسط ققنوس| |

              

از روشنفکری دینی تا روشنفکر میهنی

 


پریسا آغداشلو :

تغییرات در وادی اندیشه ایرانی چنان به سرعت در حال دگرگونیست که رصد شرایط حاضر نیاز به صرف انرژی فراوان دارد . پس از یک دوره نسبتا طولانی در روشنفکری دینی که با بازرگان و شریعتی و در نهایت سروش به پایان رسید امروز شاهد رشد و ظهور روشنفکری ملی و میهنی هستیم . و آن ظهور ارد بزرگ با اندیشه های ناب  در این حوزه  است .

http://ohaaaam.persiangig.ir/image/shariati.jpg

باید پرسید چه چیزهایی باعث سرخوردگی جوانان امروز شده که دیگر رقبتی به روشنفکران حوزه دینی ندارند . آیا عملکرد و بازده اشخاصی مانند سروش چنین وضعی را باعث شده است ؟ !
کسی نمی تواند کتمان کند که سیل احساسات نسل جوان دهه 60 و 70 به سوی سروش در نهایت به شوره زار و برهوت تصوف رسید . و این دقیقا همان نقطه ایی است که اندیشمندانی نظیر ارد بزرگ در مورد آن هشدار می دادند و توده را از آن باز می خواندند . ارد بزرگ می گوید : سرزمینی که جوانانش دارای افکاری صوفیانه هستند ، بزودی بردگی را نیز تجربه می کنند .
سیر افکار مترقی و انقلابی دکتر علی شریعتی در خماری و سماء مولوی مابانه سروش گم شد و در نتیجه قدرت همراهی و جذبه ذاتی خویش را از دست داد .

سروش همانطور که سن و سالش بالا می رود فاصله خود  با نسل نوی ایران را نیز هر روز بیشتر و بیشتر می نماید تا بدین حد که جدایی مفرط مابین اندیشه های نو خواسته جوانان امروز و اندیشه های او آشکار شده است .

http://www.3noqte.com/main/images/stories/shabanpoor/soroosh.jpg

دکتر عبدالکریم سروش با غرق شدن در عالم تصوف که برآیندی جبری است بخاطر آغشته شدن در سم عشق و فلسفه حوزه روابط اجتماعی و فکری خویش را نیز به نابودی کشاند نسل امروز دیگر پس از یک دوره نسبتا طولانی فترت و خمودگی دوباره در حال پیدا نمودن خویش و رسیدن به شاخه های باروری است . و در این بین افکار نو خواسته و پر انرژی ارد بزرگ برای رساندن ایران به عنوان یک امپراتوری فرهمند و بارور بسیار مورد توجه قرار گرفتهته است .

http://photohostess.com/files/1k8crb5kaynv5angn5jd.jpg

آنچه باعث شده است اندیشه های ارد بزرگ مورد توجه جوانان قرار گیرد میل به دگرگونی و تغییر است ارد بزرگ مسیر باروری ملی و بالا بردن جایگاه اجتماعی ایرانیان را در عرصه های داخلی و بین المللی عنوان می کند . او از تلاش بی وقفه در حوزه های گوناگون داخلی یاد می کند که در نهایت به دو تعبیر کاملا آشکار می رسد اول احترام به آزادی و سپس ارزش نهادن به خواسته های ملی است .
در بعد بین المللی او خواستار بهم ریختن شرایط ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک حال حاضر ایران و منطقه است . او معتقد است نقشه قاره های جهان باید دگرگون شود و می گوید اروپا به خاطر پیشینه تمدنی خود که همان یونان باستان است توانست در قالب یک قاره کوچک اما کارآمد مسیر وحدت در حوزه های گوناگون را طی کند حال آنکه آسیا در دست دو حوزه چینی تباران و عربها تقسیم شده و حوزه تمدنی ایران باستان که از کشمیر تا مدیترانه است ناپدید و کم رنگ شده است . او معتقد است باید قاره ایی جدید به نام قاره کهن شکل گیرد که در برگیرنده حوزه تمدن ایران باشد تا ایران بتواند در آن قالب کارکردهای واقعی و تاریخی خویش را به نمایش بگذارد .
چنین خواستی و انجام آن   گوشه گیری جوانان ایرانی را از بین می برد و خواسته های تجزیه طلبانه و منطقه گراییهای خرد و کوچک را کمرنگ می کند و موجب وحدت ملی می گردد .
ارد بزرگ همزمان با نظریه قاره کهن خود اندیشه تحقیر جهان از سوی دنیای غرب در قالب دهکده کوچک جهانی را نیز مورد نقد قرار داده و پایه های استدلالی آن را به چالش می طلبد و آشکار می نماید که این نظریه کاملا اشتباه و هدفمند از سوی دنیای غرب دنبال می شده است .
او نظریه دهکده کوچک جهانی مک لوهان کانادایی را عامل نابود سازی خرده فرهنگ ها و اندیشه های سرزمین های دیگر در درون بافت فکری جهان غرب می داند .
او می گوید غربی ها بدین خاطر بر طبل دهکده کوچک جهانی می کوبند که تصور می کردند با جهانی سازی اینترنت و همچنین زبان خود و تسلط بر سیستم سخت افزاری آن می توانند کشورهای دارای ریشه های باستانی همچون ایران را به وادادگی فرهنگی و هضم شدن در درون فرهنگ تهی خویش وادارند . حال آنکه این اتفاق نتیجه ایی کاملا عکس را به همراه داشته و ما شاهد رشد و انتشار اندیشه های باستانی و دارای ریشه فکری هستیم  ارد بزرگ در نظریه کهکشان بزرگ اندیشه خود به  برتری فرهنگ ایرانی بر اندیشه های مهاجم اشاره کرده است .
این سیر حرکتی و اندیشمندانه ارد بزرگ توانسته صدها هزار از وبلاگ نویسان ایران را همراه کند و در ضمن موجب فخر ملی گردد . از سوی دیگر اندیشه های او در کتاب آرمان نامه نیز توانسته خرد و آرمانهای تاریخی ایرانیان را زنده سازد .

این همه باعث شده است نسل امروز از وادی وحشتناک تصوف دور گشته و انرژی های جوانان ما را به بالفعل در آورد و  این خود آینده ایی بسیار باشکوه برای ایران عزیز نوید می دهد .



منبع : http://parisaaghdashloo.bloghaa.com


نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 17:29 توسط ققنوس| |


:قالبساز: :بهاربیست: